« اردیبهشت 1385 | ص?حه اصلی | تیر 1385 »

ترس

اي كاش ترس دست از سرم بر مي‌داشت.

اي كاش مي تونستم بدون ترس حر?امو بزنم.

اي كاش مي‌تونستم بدون ترس شرايطمو عوض كنم.

اي كاش

اي كاش

اي كاش

...

كاشكي رو كاشتن در نيومد:(

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (1)

آتش بس

كاري ندارم محتوي داشت يا نداشت. آخر ?يلم در حال خنديدن از سينما اومدم بيرون

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (6)

تعطيلات

خوب تعطيلات ا?تضاح بود. مريضي بابا باعث شد اون يه ذره انرژي كه داشتمم تموم شه. شارژ دوباره لازم دارم. اينجام كه گ?تم تا آخر خرداد مي‌مونم. تا يكي دو ه?ته ديگه به خيل عظيم بيكاران مي‌پيوندم.

قدر بعضي آدمارو تو اين شرايط سخت ميشه درك كرد

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (2)

خودم

از خودم خيلي دور شدم. خيلي زياد.

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (3)

لذت

يه چيزي هممون چقد سعي ميكنيم كه از چيزايي كه داريم لذت ببريم و با ?كر كردن به چيزايي كه نداريم خودمونو از لذت چيزايي كه داريم محروم ميكنيم (چه جمله‌اي شد:o)

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (2)

دروغ

كاشكي مي‌شد ?هميد كه آدم روبروت داره بهت دروغ ميگه يا نه؟

اصلاً ?رضاً ?هميدي كه داره دروغ ميگه، بعدش چيكار ميكني؟

مثل من خودتو گول ميزني يا نه بروش مياري كه بابا خر كه نيستم ?هميدم داري دروغ ميگي يا ...

چيكار ميكني؟

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (3)

روزمرگي

دليل ننوشتنم اينه كه اين روزا شديداً دچار روزمرگيم. تا ببينيم چي پيش مياد

نوشته شده توسط eli در ساعت | نظرخواهی (1)